با سلام به همه دوستان عزيز
ضمن عرض تبريك ولادت با سعادت هشتمين ستاره درخشان آسمان ولايت و امامت، مدتي را به دليل مشغلي كاري و تحصيلي نميتوانم وبلاگ را به روز كنم . اميدوارم اين پوزش بنده را پذيرا باشيد. و تمام اين مدت كه مطالبي ندارم سعي كنيد ديدگاه و نگرش مثبت را در زندگي پرورش داده و مشكلاتتونو به شكلات تبديل كرده و از هر فرصتي را براي رسيدن به بهترينها بهره بگيريد.
دوستدار هميشگي شما
شادي جون
نوشته شده توسط شادی در دوشنبه هجدهم مهر 1390 ساعت 10:6 موضوع | لینک ثابت
با سلام به همه دوستان عزيز
عيد سعيد فطر به همتون تبريك مي گم
اميدوارم طاعات و عباداتتون مورد در گاه احديت قرار گرفته باشد و توانسته باشين حداقل يك گام در اين ماه عزيز به خدا نزديكتر باشيد.
نميدونم راجع به ماه رمضون چي بگم ولي هر چي بگم كم گفتم
اولاش آدم دوست نداره ميگه واي روزه .... گرسنگي ... سردرد... خستگي .......
ولي آخرش كه ميشه دلم آدم مي گيره دوست نداره تموم بشه
به هر حال چيزي كه مهمه اينه كه آدم بتونه تو اين مدت يك ماهه حتي شده يك قدم به سوي خدا برداشته باشه و سعي كنه تو زندگي عادي نيز اين حالتو حفظ كنه و خدا رو هميشه در نظر داشته باشه
خوشحال ميشم نظراتتون راجع به اين ماه و روزه داري و.....بدونه
دوستدار هميشگي شما
شادي
نوشته شده توسط شادی در شنبه دوازدهم شهریور 1390 ساعت 19:39 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط شادی در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 ساعت 15:23 موضوع | لینک ثابت
ماه رمضان ماه نيايش و دعا ماه نزديكي و انس با خدا ماه مهماني خدا بر همه شما مبارك
لحظه هاي سحر و دعا ما رو هم از دعاي خير خود محروم نكنيد
التماس دعاااااااااااااااااااااااااااا
نوشته شده توسط شادی در سه شنبه یازدهم مرداد 1390 ساعت 12:15 موضوع | لینک ثابت
از زشت رویی پرسیدند :آنروز که جمال پخش میکردند کجا بودی ؟گفت : در صف کمال .
اگر کسی به تو لبخند نمیزند علت را در لبان بسته خود جستجو کن .
مشکلی که با پول حل شود ، مشکل نیست ، هزینه است
همیشه رفیق پا برهنه ها باش ، چون هیچ ریگی به کفششان نیست .
با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی مکن و با تمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن .
هر کس ساز خودش را می زند، اما مهم شما هستید که به هر سازی نر قصید .
مردی که کوه را از میان برداشت کسی بود که شروع به برداشتن سنگ ریزه ها کرد .
شجاعت یعنی : بترس ، بلرز ، ولی یک قدم بردار .
وقتی تنها شدی بدون که خدا همه رو بیرون کرده ، تا خودت باشی و خودش .
یادت باشه که : در زندگی یه روزی به عقب نگاه میکنی . به آنچه گریه دار بود میخندی .
آدمی را آدمیت لازم است ، عود را گر بو نباشد ، هیزم است .
کشتن گنجشکها ، کرکس ها را ادب نمی کند .
از دشمن خود یک بار بترس و از دوست خود هزار بار . .
فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد .
نوشته شده توسط شادی در سه شنبه هفتم تیر 1390 ساعت 15:41 موضوع | لینک ثابت
خدا قول نداده آسمون همیشه آبی باشه و باغها پوشیده از گل ،
قول نداده زندگی همیشه به کامت باشه ،
خدا روزای بی غصه و شا د یهای بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده،
خدا ساحل بی طوفان ، آفتاب بی بارون و خنده های همیشگی رو قول نداده،
خدا قول نداده که رنج ، که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نکنی،
خدا جاده های آسون و هموا ر، سفرهای بی معطلی رو قول نداده،
قول نداده کوهها بدون صخره باشن و شیب نداشته باشن، رود خونه ها گل آلود و عمیق نباشن،
قول داده،
ولی خدا رسیدن یه روز خوب رو قول داده،
خدا روزی روزانه استراحت بعد از کار سخت، کمک تو کارها و عشق جاودان رو قول داده،
عجب روزی میشه اون روز،
پس نا ملا یمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگیر که او جاودانه است و بس،
نا امیدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه،
اما همین دست انداز نوید یه جاده صاف و وسیع رو بهت می ده،
زیاد تو دست انداز نمون،
وقتی حس کردی به اون چیزی که می خواستی نرسیدی خدا رو شکر کن چون اون می خواد
تو یه زمان مناسب تر غافلگیرت کنه و یه چیزی فراتر از خواسته الا نت
بهت بده ...
نوشته شده توسط شادی در دوشنبه ششم تیر 1390 ساعت 16:46 موضوع | لینک ثابت
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبودولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همین که ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردمدوستش کنجکاوانه پرسید : چرا ؟ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم هیچ کس کامل نیست اینگونه نگاه کنيم... مرد را به عقلش نه به ثروتش . زن را به وفايش نه به جمالش . دوست را به محبتش نه به کلامش . عاشق را به صبرش نه به ادعايش . مال را به برکتش نه به مقدارش . خانه را به آرامشش نه به اندازه اش . اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش . غذا را به کيفيتش نه به کميتش . درس را به استادش نه به سختیش . دانشمند را به علمش نه به مدرکش . مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش . نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش . شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش . دل را به پاکیش نه به صاحبش . جسم را به سلامتش نه به لاغریش . سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش . .
در انتشار آنچه خوبيست آخرين نفر نباشيد
نوشته شده توسط شادی در دوشنبه ششم تیر 1390 ساعت 16:10 موضوع | لینک ثابت
میگوید شما باید کاملا در حال حضور داشته ،بیدار باشید تا بتوانید از چای لذت ببرید.
تنها در هوشیاری نسبت به زمان حال است که دستان شما می توانند
گرمای دلپذیر فنجان را حس کنند.
تنها در حال است که می توانید عطر چای را ببویید،
طمعش را بچشیدو از لطافتش لذت ببرید.
وقتی عمیقا در فکر گذشته هستیدو یا نگران آینده،
از تجربه لذت بردن از یک فنجان چای هیچ چیزدستگیرتان نمیشود.
چشمتان را به فنجان می دوزید و چای تلف می شود.
زندگی نیز همین طور است،اگر کاملا در حال حضور نداشته باشید،
پراکنده می شوید و زندگی می گذرد.
اینگونه است که احساس،عطر ،ظرافت وز یبایی زندگی را از دست می دهید.
انگار که زندگی دارد به سرعت در پشت سر شما جریان می یابد.
گذشته تمام شده است.از آن بیاموزید و بگذارید برود.
آینده هنوز نرسید ه است.برای آن برنامه ریزی کنید اما بیهوده نگران آن نباشید.
نگرانی بی فایده است.
وقتی دست از فرورفتن درگذشته و آنچه که رخ داده است برداشتیدو
نگرانی در مورد آنچه که ممکن است هرگز اتفاق نیفتدرا نیز کنار گذاشتید،
آن موقع در لحظه حاضر خواهید بود.
آن موقع هست که تجربه لذت از زندگی را آغاز خواهید کرد.
شاد باشید
نوشته شده توسط شادی در دوشنبه ششم تیر 1390 ساعت 15:21 موضوع | لینک ثابت
پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت :
پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن .
پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد.
پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو …از کجا یاد گرفتی؟
پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه--
__._,_.___.
__,_._,___
--
زندگی خالی نیست !
مهربانی هست ، سیب هست ، ایمان هست ،
آری
تا شقایق هست
زندگی باید کرد
نوشته شده توسط شادی در دوشنبه ششم تیر 1390 ساعت 15:18 موضوع | لینک ثابت
روزي تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم. شغلم را دوستانم را، مذهبم را زندگي ام !
به جنگلي رفتم تا براي آخرين بار با خدا صحبت كنم. به خدا گفتم : آيا مي تواني دليلي براي ادامه زندگي برايم بياوري؟
و جواب او مرا شگفت زده كرد. او گفت :آيادرخت سرخس و بامبو را مي بيني؟
پاسخ دادم :بلي.
فرمود : هنگامي كه درخت بامبو و سرخس راآفريدم، به خوبي ازآنها مراقبت نمودم.
به آنها نور و غذاي كافي دادم. دير زماني نپاييد كه سرخس سر از خاك برآورد و
تمام زمين را فرا گرفت اما از بامبو خبري نبود. من از او قطع اميد نكردم. در
دومين سال سرخسها بيشتر رشد كردند و زيبايي خيره كننده اي به زمين بخشيدند اما
همچنان از بامبوها خبري نبود . من بامبوها را رها نكردم. در سالهاي سوم و چهارم
نيز بامبوها رشد نكردند. اما من باز از آنها قطع اميد نكردم. در سال پنجم جوانه
كوچكي از بامبو نمايان شد. در مقايسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6
ماه ارتفاع آن به بيش از 100 فوت رسيد. 5 سال طول كشيده بود تا ريشه هاي بامبو
به اندازه كافي قوي شوند. ريشه هايي كه بامبو را قوي مي ساختند و آنچه را براي
زندگي به آن نياز داشت را فراهم مي كردند.
خداوند در ادامه فرمود: آيا مي داني در تمامي اين سالها كه تو درگير مبارزه با
سختيها و مشكلات بودي در حقيقت ريشه هايت را مستحكم مي ساختي . من در تمامي اين
مدت تو را رها نكردم همانگونه كه بامبو ها را رها نكردم .
هرگز خودت را با ديگران مقايسه نكن و بامبو و سرخس دو گياه متفاوتند اما هر دو
به زيبايي جنگل كمك مي كنن د. زمان تو نيز فرا خواهد رسيد تو نيز رشد مي كني و قد مي كشي!
از او پرسيدم : من چقدر قد مي كشم.
در پاسخ از من پرسيد : بامبو چقدر رشد مي كند؟
جواب دادم : هر چقدر كه بتواند .
گفت : تو نيز بايد رشد كني و قد بكشي ، هر اندازه كه بتواني
نوشته شده توسط شادی در دوشنبه دوم خرداد 1390 ساعت 16:1 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

این وبلاگ اومده که مشکلاتتون رو در زندگی حل کنه شما میتونید مشکلات خودتون را با من در میون بگذارید تا بتونم راهنماییتون بکنم . این را بدانید که بعضی وفت ها با کسی مشورت کردن خیلی مهمه و شاید به راحتی بتونید جوابتون را بگیرید . یک بار امتحان کنید مطمئن باشید ضرر نمی کنید .
دوستدار شما
شادی جون
ایمیل:shadijoon68@yahoo.com
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY